مجتبى ملكى اصفهانى
67
فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )
و امّا استقراء عبارت است از : استنباط حكم كلى از بررسى موارد جزيى توسط ذهن . استقراء به اعتبار بررسى موارد جزيى دو قسم است : الف - استقراء تام . ب - استقراء ناقص . - استقراء تام : هرگاه تمام موارد جزئى مورد بررسى قرار گيرند و سپس قاعده كلى از آنها استنتاج شود ، استقرا تام است ، و موجب قطع و يقين به آن قاعده كلى مىشود مانند اينكه انسان خودش تمام موارد جزيى را بررسى كند و سپس به يك نتيجه كلى برسد . مثلا از تمام جمعيت يك شهر دربارهء ميزان سواد آنها سؤال شود و بعد گفته شود كه سطح سواد در اين شهر در فلان حد است . - استقراء ناقص : هرگاه برخى از جزئيات مورد بررسى قرار گيرند و سپس يك قاعده كلى استنتاج شود ، استقراء ناقص است . مثل اينكه تعدادى از انواع حيوانات مورد بررسى قرار گيرند و ببينيم موقع غذا خوردن ، فك پايين آنها حركت مىكند . آنگاه بگوييم : هر حيوانى موقع غذا خوردن ، فك پايينش حركت مىكند . استقراء ناقص موجب قطع و يقين نمىشود زيرا ممكن است موارد نقض پيدا شود . مثلا تمساح موقع غذا خوردن ، فك بالاى آن متحرك است . « 1 »
--> ( 1 ) المنطق ، ص 295 .